خرید بک لینک
"امروز، عاشورا" به پدرم بخش اول: "ای کربلا چولینده، قولسوز یاتان اباالفضل" "شاه حسین، وای حسین" معروف‌ترین جمله‌ای بود که صبح عاشورا می‌شنیدیم. آن روزها فکر ‌می‌کردم ‌می‌گویند: "شاخسی...واخسی" واقعاً هم مردم قبل از تعزیه دور میدان به گونه‌ی خاصی پا ‌می‌کوبیدند و ‌می‌گفتند: "شاخسی، واخسی...شاخسی، واخسی." اسم مراسم هم همین بود و ‌می‌گفتند، بیایید برویم "شاخسی، واخسی." بعد از "شاخسی، واخسی"، شبیه‌خوانی شروع ‌می‌شد و تا مدت‌ها، مهمترین اتفاقی بود که ‌می‌توانستم تصور کنم. شب تاسوعا، ذخیره‌ی شال، ر

برچسب: نویسنده: پرهام عباسیان تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 21:10

بهانه‌های نوشتن کم نیستند؛ داستان‌ها گاه به‌دنبال یک جمله می‌آیند. جمله‌ای طلایی که در ذهن نویسنده می‌درخشد و بهانه‌ای برای نوشتن داستانی کوتاه یا بلند می‌شود، بهانه‌ای که می‌تواند سرآغاز شعری پرشور برای یک شاعر باشد. اما در سایه‌ی قلم نویسنده، در داستان یا رمانی خواندنی بسط می‌یابد.گاهی اما داستان‌ها از گرفتن سر رشته باریک خیالی نوشته می‌شوند که در کلاف به هم پیچیده افکار و باورهای آدمی گره خورده‌است. اگر گره‌های ریز و درشت این کلاف سردرگم را باز کنیم گاه به سرچشمه‌ی بسیاری از تردید‌ها و تشویش‌

برچسب: نویسنده: پرهام عباسیان تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 21:10

بخش اول: تا صبح می‌خواستم منحنی واگذاری سگِ مادرم را به عمه‌ام که ساکن روستا بود، رسم کنم. می‌دانستم منحنیِ درجه دو است. اما نمی‌دانم چرا درآغاز آن را خطی تصور می‌کردم که با زاویه‌ی 45 درجه از مبدأ مختصات شروع شده بود و ظاهراً با دور شدن سگ، علاقه‌اَش به مادرم کمتر می‌شد. اما غیر از این‌که منحنیِ درجه دو خطی نیست، چند اشکال اساسی دیگر هم وجود داشت. این‌که منحنی، نشانگر تغییرات علاقه باشد یا تغییرات هزینه‌های نگهداری سگ.

برچسب: نویسنده: پرهام عباسیان تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 21:10

به ع.آقایی‌نژاد خواب حمامی ‌را دیده‌بود که شباهتی به حمام‌های زمان کودکی‌اش نداشت و نمی‌توانست خودش را با پدر و برادرانش، بخصوص برادر بزرگ‌تر از خودش، که همیشه باهم حمام می‌رفتند، در آن تصور کند. سال‌ها بعد، فضای اصلی بی‌سقف حمامِ خوابش را در یکی از حیاط خلوت‌های پر از سنگ قبر‌های قدیمی‌گورستان امامزاده عبداللهِ شهر ری بازشناخت.‌ خانه‌‌ای همجوار گورستان، که مورد هجوم قبرها قرار‌گرفته و از هشتی ورودی، اتاقک‌های کناری و دالان و دهلیزها گرفته تا حیاطی با چند کاج خشکیده بر مزار خویش، و خانه‌ی دو طبق

برچسب: نویسنده: پرهام عباسیان تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 21:10

دو مجموعه شعر "بی‌تو مرداد" و "دفترا عوض"، سروده‌ی علی خانی، از سوی انتشارات انور‌کتاب منتشر شد. "دفترا عوض" و "بی‌تو مرداد" دو مجموعه از پنج‌گانه‌ی "زنان چشمان خود را زیباتر می‌بینند"، "دفترا عوض"، "برای تجربه‌های اخیر"، "بی‌تو مرداد" و "چهارشنبه‌های بارانی" است که تم اصلی آن‌ها، واکاوی وجوه متفاوتی از عشق‌های انسانی است. پنج‌گانه‌‌ای که قرار بود به ترتیب سروده شدن چاپ شوند. اما به دلایلی مجموعه‌ی دوم و چهارم زودتر منتشر شد و سه مجموعه‌ی دیگر نیز در دست

برچسب: نویسنده: پرهام عباسیان تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 21:10

مجموعه داستان "سُرخ، مثل سُسِ قرمز" همراه با مجموعه شعر "چهارشنبه‌های بارانی" از علی خانی، توسط انتشارات لحظه یک منتشر شد. "سُرخ، مثل سُسِ قرمز" دومین اثر داستانی نویسنده است. کتاب، شامل یازده داستان کوتاه با عناوین "سُرخ، مثل سُسِ قرمز - یک شب، یک صبح، یک سرباز - اینجا، منتظر کسی هستم – نه‌چندان‌های عاشقانه - در هوای شفاف دم عید - و ما همه سقوط می‌کنیم - اینجا، پرلاشِز نیست - طوسی، نرسیده به دکتر قریب – باقیمانده‌ی پدر، مُشتی پنبه بود - امروز، عاشورا – منحنی‌های علائق فیمابین" است که در تنوعی ق

برچسب: نویسنده: پرهام عباسیان تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 21:10

دفترا عوض شعر، داستان، نقد ادبی انتشار "برای تجربه‌های اخیر" علی خانی، متولد 1354 شهر اردبیل و دانش آموخته معماری از دانشکده هنرهای زیبا است. او از سال 1392 به طوری جدی وارد عرصه ادبیات شد و در سال 1394 اولین مجموعه داستان خود با عنوان "مرگ عادی یک استاد معمولی" را منتشر کرد. این کتاب شامل ده داستان با عناوین «بوی ماه مهر، نامه عاشقانه، مرگ عادی یک استاد معمولی، دادسرا، مکاشفات یک راننده تازه‌کار، تعطیلات، دختر طوسی‌پوش، خوابِ مُرده‌ها، یک جلسه کاملا اداری، و بعد از ظهرِ بُمبار

برچسب: نویسنده: پرهام عباسیان تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 21:10

صفحه بندی